خداوند متعال، دوست دارد که ميان فرزندانتان به عدالت رفتار کنيد. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
کل بازديدها:----423---
بازديد امروز: ----0-----
بازديد ديروز: ----3-----
*** يا اباصالح المهدي ادرکنا ... ***

 

نويسنده: سجاد توفيقي
پنجشنبه 26/5/1385 ساعت 3:45 عصر

 حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ دوازدهمين پيشواي معصوم, بنابر نظرية مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال  255  (هـ . ق) در سامراء متولد شد.
او هم نام پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم کنية آن حضرت يعني ابوالقاسم است.
از جمله لقب هاي او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقيه الله به شمار مي آيد اما مشهورترين آن ها مهدي ـ عليه السلام ـ است.
پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ و مادر گراميش نرجس خاتون است که او را «سوسن», «ريحانه» و «صقيل» نيز ناميده اند.[1]
امام زمان ـ عليه السلام ـ زماني تولد يافت که عباسيان حاکم بر سامراء و بغداد, زندگي امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ را کنترل کرده و براي يافتن آخرين حجت الهي و نابودي او سخت مي کوشيدند از اين رو تولد آن حضرت, بسيار مخفيانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخي وکلاي امام عسکري ـ عليه السلام ـ و شيعيان و خدمتگزاران مطمئنش, از اين تولد آگاهي داشتند. مانند محمد بن عثمان عمري, محمد بن اسماعيل بن موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ حکيمه خاتون دختر امام جواد ـ عليه السلام ـ ابو علي بن مطهر, عمرو اهوازي و ابو نصر طريف.
آري! يازدهيمن پيشواي معصوم ـ عليه السلام ـ در فرصت هاي مناسب, فرزند و جانشين خود را به ديگران مي نماياند و به آنان معرفيش مي کرد. چنان که وقتي محمد بن عثمان عمري با چهل نفر ديگر از شيعيان به حضور امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ شرفياب شدند, آن حضرت, مهدي ـ عليه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: اين, پس از من, امام شما و جانشين من بين شما است. با وجود اين, حضرت حجت ـ عليه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان مي زيست تا آن که امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ در سال  260  (هـ . ق) يعني  28  سالگي با دسيسة معتمد عباسي, مسموم و شهيد شد و حضرت صاحب الزمان ـ عليه السلام ـ به امامت رسيد.
ابوالأديان مي گويد: من از خدمتگزاران امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ بودم و نامه هاي او را به مناطق مختلف مي بردم. روزي آن حضرت به من نامه هايي داد و فرمود: اين ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهي بود, پس از آن وقتي برگردي خواهي يافت که ناله و شيون از خانة من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند.
گفتم: سرورم! اگر چنين شود, چه کسي پس از شما امام است؟ فرمود: هر کس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانة ديگري ذکر بفرماييد! فرمود: هر کس از آن چه ميان هميان است خبر دهد. ابهت امام ـ عليه السلام ـ آن چنان بود که ديگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از اين نشانه چيست.
نامه هاي آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتي به سامراء وارد شدم به خانة امام ـ عليه السلام ـ آمدم, ناگاه صداي ناله و شيون از آن جا شنيدم و ديدم برادرش جعفر (کذاب) کنارخانه نشسته است و برخي شيعيان, رحلت امام ـ عليه السلام ـ را به او تسليت و به امامت رسيدش را تبريک مي گويند. از اين موضوع در شگفت شدم زيرا من با چشمانم ديده بودم جعفر, شراب مي خورد, قمار بازي مي کرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نيز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسليت و پيشوائيش را تبريک گفتم اما او چيزي از من نپرسيد. ناگاه «عقيد» خادم حضرت عسکري ـ عليه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازة برادرتان را کفن کردند بياييد بر آن نماز بگذاريد. جعفر, همراه برخي شيعيان وارد خانه شدند جسد پاک امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ, ميان تابوتي در حيات خانه بود. جعفر پيش رفت تا بر جنازة مطهر امام ـ عليه السلام ـ نماز بخواند. وقتي خواست تکبير بگويد ناگاه کودک گندم گون و سياه موي که دندان هاي پيشينش قدري از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را کنار زد و گفت: عمو! کنا برو! من بايد بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره اي درهم کشيده کنار رفت و آن کودک بر پيکر پاک امام ـ عليه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادي ـ عليه السلام ـ دفن فرمود.
ابو الأديان در ادامه مي گويد: آن کودک به من رو زد و گفت: اي مرد بصري! پاسخ نامه هايي را که همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اينها (اقامة نماز بر جسد پاک امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانة امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانة ديگر يعني خبر دادن از آن چه ميان هميان است را نيز بيابم.
نزد جعفر آمدم, ديدم داد مي کشد و فرياد مي کند. شخصي به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن کودک چه کسي بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را نديده ام و نمي شناسم. در اين اوضاع, گروهي از قمي ها آمدند وقتي دانستند, يازدهمين امام معصوم ـ عليه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسيدند جانشين او کيست؟ برخي گفتند: جانشين او جعفر است, آنان به او سلام کردند و تسليت و تهنيت گفتند از او پرسيدند: ما نامه ها و پول هايي آورده ايم بفرماييد: نامه را چه کساني نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اينان علم غيب از ما مي خواهند! ناگاه خادمي از خانه بيرون آمد و به قمي ها گفت: نامه ها از فلان کس و فلان کس است و در هميان نيز هزار دينار وجود دارد که ده تاي آن ها را زراندود کرده اند. آن مردم وقتي پاسخ پرسش هايشان را صحيح و دقيق يافتند, گفتند: نامه ها و هميان پول را به تو مي دهيم تا به آن کسي که تو را براي گفتن آن ها فرستاده است (يعني حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ ) تحويل دهي! زيرا او امام ما است.[2]
غيبت صغري و کبري 
حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غايب شد که آن ها را غيبت صغري و غيبت کبري گويند.
غيبت صغراي ولي عصر ـ عليه السلام ـ با به شهادت رسيدن امام حسن عسکري در سال  260  (هـ . ق) آغاز شد و تا سال  329  (هـ . ق) ادامه يافت.
امام زمان ـ عليه السلام ـ در دوران غيبت صغري توسط چهار نفر از نايبان خاصش که به نواب اربعه يعني نايبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسيدگي مي کرد. اين چهار نفر عبارت بودند از:
1. عثمان بن سعيد عمري 
2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري 
3. ابوالقاسم حسين بن روح 
4. ابو الحسن علي بن محمد سمري 
مهم ترين تحول و رخ داد دورة نيابت «ابو الحسن علي بن محمد سمري» نوشتن توقيعي از جانب حضرت صاحب الزمان ـ عليه السلام ـ به او بود که در آن فرموده است:
بسم الله الرحمن الرحيم 
اي علي بن محمد سمري! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگي عطا فرمايد, تو تا شش روز ديگر رحلت مي کني, کارهايت را سامان ده و هيچ کس را به جانشيني خود سفارش نکن اکنون زمان غيبت کبري فرا رسيده است و ظهور من فقط با اجازة خدا خواهد بود آن هم از مدتي طولاني صورت مي گيرد که در آن مردم, بسيار سخت دلند و سرزمين پر از بيدادگري است کساني, نزد شيعيان ما ادعا مي کنند که مرا مي بينند. هر کس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني چنين ادعايي بکند, دروغگويي بيش نيست.[3]
جانشينان امام زمان در غيبت کبري 
در غيبت کبري, فقيهان با تقوا, عادل و مدير و مدبر نايبان عام و جانشينان امام مهدي ـ عليه السلام ـ بين مردم به شمار مي آيند و مرجعيت ديني و رهبري آنان را بر عهده دارند و چنان که خود آن حضرت نيز در حديثي بر اين نکته تصريح فرمودند:[4]
وجود امام زمان ـ عليه السلام ـ در اين عصر بسان خورشيد پشت ابر است يعني پنهان بودن او موجب نمي شود به عالم هستي سود نرساند بلکه آن حضرت حتي در پس پردة غيبت امام زمين و موجب برکت براي اهل آن است.
ملاقات با امام زمان در غيبت کبري: اين موضوع, کار ممکني است هر چند ادعاي ملاقات با آن حضرت را از هر کس نمي توان پذيرفت اما در اين عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ عليه السلام ـ کساني به حضور آن حضرت شرفياب شده اند[5] البته ارتباط با حضرت ولي عصر از راه هاي ديگر براي عموم مردم ممکن است اين کار را مي توان از طريق قرائت دعاهايي مانند دعاي ندبه, عهد و ... انجام داد زيارت اماکن منسوب به امام زمان ـ عليه السلام ـ راه ديگري براي ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم کوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمکران قم در ايران.[6]
طولاني بودن عمر حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ 
عمر مبارک آن حضرت در غيبت کبري بسيار طولاني است و اين موضوع عقلاً محال نيست و به لحاظ علمي نيز ممکن به شمار مي آيد علاوه بر اين افراد بسياري در امتداد تاريخ زندگي بشر عمر طولاني داشته اند مانند حضرت نوح که امام صادق ـ عليه السلام ـ دربارة او مي فرمايد: نوح  2300  سال زندگي کرد, 850  سال پيش از آن که به پيامبري برانگيخته شود و  950  سال ميان قومش به هدايت آنان پرداخت و  500  سال هم پس از آن که کشتي اش به خشکي نشست و آب در زمين فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساکن شدند از ديگر کساني که عمر طولاني داشته اند مانند: حضرت سليمان بن داود  712  سال, شداد بن عامر  900  سال و  ...[7]
هنگام ظهور حضرت ولي عصر ـ عليه السلام 


منابع 
وقت ظهور امام مهدي ـ عليه السلام ـ دقيقاً مشخص نيست, پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي فرمايد: کساني که وقت ظهور را معين مي کنند دروغ مي گويند.[8]
[1]. پيشوايي, مهدي, سيرة پيشوايان, ص  665  ـ  666.
[2]. جعفريان, رسول, حيات فکري سياسي امامان شيعه بخش زندگي امام زمان ـ عليه السلام ـ  .
[3]. الغيبه, ص  234.
[4]. شيخ حر عاملي, وسائل الشيعه, قم, آل البيت, 1409  ق, ج  27, ص  140.
[5]. القزويني, السيد محمد کاظم, الامام المهدي, من المهد الي الظهور, ص  303  به بعد.
[6]. موسوي اصفهاني, سيد محمد تقي,مکيال المکارم, ج  2, ص  314.
[7]. شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمه, ج2, ص  523.
[8]. رازي قمي (از شاگردان شيخ صدوق), کفايه الاثر


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [26/5/1385- 3:45 ع] آشنايي اجمالي با امام زمان (عج) - قسمت اول

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو

  •